البعض نحبهم

ونسعى كي نقترب منهم

ونتقاسم تفاصيل الحياة معهم

ويؤلمنا الابتعاد عنهم

ويصعب علينا تصور الحياة حين تخلو منهم

والبعض نحبهم

ونتمنى أن نعيش حكاية جميله معهم

ونفتعل الصدف لكي نلتقي بهم

ونختلق الأسباب كي نراهم

ونعيش في الخيال أكثر من الواقع معهم

 

والبعض نحبهم

لكن بيننا وبين أنفسنا فقط

فنصمت برغم الم الصمت

فلا نجاهر بحبهم حتى لهم لان العوائق كثيرة

والعواقب مخيفه ومن الأفضل لنا ولهم أن تبقى

الأبواب بيننا وبينهم مغلقه

والبعض نحبهم

فنملأ الأرض بحبهم ونحدث الدنيا عنهم

ونثرثر بهم في كل الأوقات

ونحتاج إلى وجودهم  كالماء  والهواء

ونختنق في غيابهم أو الابتعاد عنهم

والبعض نحبهم

لأننا لا نجد سواهم

وحاجتنا إلى الحب تدفعنا نحوهم

فالأيام تمضي

والعمر ينقضي

والزمن لا يقف

ويرعبنا بأن نبقى بلا رفيق

والبعض نحبهم

لان مثلهم لا يستحق سوى الحب

ولا نملك أمامهم سوى أن نحب

فنتعلم منهم أشياء جميله

ونرمم معهم أشياء كثيرة

ونعيد طلاء الحياة من جديد

ونسعى صادقين كي نمنحهم بعض السعادة

والبعض نحبهم

لكننا لا نجد صدى لهذا الحب في

قلوبهــم

فننهار و ننكسر

و نتخبط في حكايات فاشلة

فلا نكرههم

ولا ننساهم

ولا نحب سواهم

ونعود نبكيهم بعد كل محاوله فاشلة

والبعض نحبهم

ويبقى فقط أن يحبوننا مثلما نحبهم

---------------

شعر خلیل جبران

ترجمة فارسية سحرڤش

برخی‌ را دوست میداریم

ولي به آنان نزدیک نمی‌شویم

آخر آنها از دور زیباترند

و از دور فریبنده تر

و از دور ارزشمند ترند

برخی را دوست میداریم

و در تکاپوی آنیم که بدانان نزدیک شویم

و زیر و بم زندگی را با آنان تقسیم کنیم

و دوری از آنان برایمان دردآور است

و تصور زندگی بدون آنان برایمان دشوار 

برخی را دوست میداریم 

و آرزو مندیم داستان قشنگی را با آنان زندگی کنیم 

و رویدادهایی را جور میکنیم تا به آنها برخورد کنیم. 

و برهان هایی می‌تراشیم تا آنها را ببینیم 

و در خیال بیشتر از واقعیت با آنان زندگی میکنیم. 

و برخی را دوست میداریم اما 

تنها در درون و مابین خودمان 

علی رغم دردِ سکوت 

ما عشقمان را ابراز نمی‌کنیم حتی به خود آنها 

چون موانع یبشمار است 

و عواقب خوفناک 

و برای ماو آنها بهتر است که درهای میانمان بسته بمانند 

و برخی ها را دوست داریم 

و زمین را لبریزِ دوست داشتنشان میکنیم 

و برای همه ی هستی ازآنان می‌گوییم 

و هر آن نامشان را زمزمه میکنیم و هر آن نیازمند بودنشانیم چون آب و چون هوا 

و دچار تنگی نفس می‌شویم اگرنباشند یااگر دورباشند...

و برخی را دوست میداریم 

زیرا به جز آنان نمی‌یابیم 

و نیازمان به دوست داشتن ما را به سمت آنان می‌کشاند

زیرا روز ها در گذرند

و زندگی رو به پایان

و زمان نمی ایستد

و می‌ترسیم که بی کس بمانیم.

و برخی را دوست میداریم

زیرا آنگونه اند که لایق چیزی به جز دوست‌ داشتن نیستند

و در برابر آنها هیچ نداریم جز دوست داشتنشان

زیرا از آنها چیزهایی زیبا یاد میگیریم

و با آنها چیزهای بسیار می‌سازیم

و زندگی رنگ تازه به خود می‌گیرد

و تلاش می‌کنیم به آنها خوشبختی دهیم.

و برخی را دوست میداریم

اما پژواکی از این دوست داشتن در دلهایشان نمی یابیم

پس فرو میپاشیم و در هم می‌شکنیم

و گرفتار داستان‌های شکست خورده می‌شویم

اما نه از آنان بیزار می‌شویم و نه فراموششان میکنیم

و نه جز آنان کسی‌ را دوست میداریم

و پس از هر تلاش شکست خورده باز گریان به سویشان باز میگردیم...

و برخی را دوست میداریم

و تنها این می‌ماند که دوستمان داشته باشند

همانگونه که ما دوستشان داریم...

This site was designed with the
.com
website builder. Create your website today.
Start Now